در این مقاله تلاش می شود جایگاه تاریخی ،حقوقی و شرعی حصر را بررسی و ریشه های آن را تبیین نماییم ، آنچه که در طول تاریخ بر آن گواهی می دهد و بدان مستند می سازد را به زبانی ساده ولی براساس مبانی علمی به ویژه حقوقی بیان و قضاوت را به خوانندگان می سپاریم .
باشد که حافظه تاریخی این بیداد را زنده و بر آن گواه بماند و مردم ایران بر کرده ها و ناکرده های خود و حاکمانش قاضی عادلی باشند و راه طی شده را دوباره طی نکنند .
معنای لغوی حصر یعنی گرد گرفتن چیزی و احاطه کردن و محاصره به همان معنا که بیشتر در جنگ و نزاع به کار برده می شود به گونه ای که هیچ گونه ارتباطی مورد حصر یا محاصره با خارج از دایره حصر پیدا نکند (دهخدا).
نخستین تجربه حصر که در تاریخ ثبت شده توسط جاهلیت عرب پیش از هجرت انجام می پذیرد...
1- شعب ابی طالب
در جستجوی تاریخی این موضوع نه برای اولین باردر تاریخ بشر بلکه برای نخستین بار در تاریخ اسلام و شاید عرب به عنوان بخش مهمی از تاریخ به داستان استیصال قریش از دعوت به حق رسول اکرم و ازدیاد تعداد مسلمانان برمی خوریم .
در این برهه از آنجا که قریش توان کشتن و نابودی محمد را در خود نمی بیند و میداند که حمایت مردمی و قبیله ای امکان تحمیل جنگی بسیار سهمگین و طولانی برایشان می دهد با بستن پیمانی راه هر گونه مراوده ، معامله تجاری و یا ارتباط اجتماعی با پیروان محمد و هر کس از بنی هاشم که با ایشان همراهی کند را می بندد. با آنکه در این پیمان که در دارالندوه بسته می شود ذکری از حصر در شعب ابی طالب به میان نمی آید عملا ایشان را بدان جا کوچانده تا در فشاری مضاعف قرار داده تا هم ارتباطشان با جهان خارج و دیگر ساکنین جزیرة العرب قطع شده و هم با ایجاد این فشار امکان ریزش هواداران وی فراهم شود. این حصر سه سال به طول می انجامد و سپس با کثرت تعداد مسلمانان وگسترش اسلام قریش وادار میشود که پیمان را شکسته و حصر را بردارد.
این حصر حتی بر مواد غذایی ، وسایل رفاهی ونیازهای ابتدایی دیدار و ارتباط با دیگران بر قرار شد ولی جالبتر آنکه برخلاف رسم و قوانین عرب جاهلی حصر به دلیل غیرقانونی بودن در متن پیمان مذکور نیامده و جاهلان عرب در حقیقت پایه گذار کاری غیرقانونی و عرفی می شوند.
برخلاف محاسبه قریش این اقدام موجبات رشد ، مقاومت و آگاهی بیش از پیش مسلمانان و پیروان محمد (ص) می گردد و در تاریخ اسلام برگ زرین استقامت را به نفع مسلمانان به ثبت میرساند.
(السیرة النبویه،ابن هشام،ج 1،ص 375،انساب الاشراف،ج 1،ص 235،سبل الهدی و الرشاد،ج 2،ص 543)
2- حصرعلی و شورای سقیفه بنی ساعده
در طول تاریخ ریاست محمد بر یثرب به عنوان منتخب مردم آن سامان که به دلیل حل اختلاف میان دو قبیله معروف اوس و خزرج از سوی ایشان دعوت و به مدینه پناهنده می شود به هیچ روی چنین رفتاری با مخالفین عقیدتی وی ثبت نشده و تنها با قبایل و گروه هایی که با اهل مدینه پیمان داشتند آنهم در حالت جنگی به مدت کوتاه محاصره و سپس به دلیل خیانت و همدستی با قریش و مخالفت با پیمان خود با اهل مدینه ، کوچ داده می شوند و یا با مقاومتی که نشان می دهند عملا با مسلمانان وارد کارزار می شدند.
بنا بر همین اصل نیز تا زمان حیات ایشان حصر معنای عملی نمی یابد تا آنکه داستان خلافت پس از وی طرح و مقدمات حصر اجتماعی بنی هاشم و خاندان علی فراهم می شود ولی این حصر فقط چند روز به طول می انجامد و با بیعت علی با خلیفه جدید که منتخب شورای سقیفه بود و نه منتخب اکثریت مردم مدینه چه رسد به تمام مسلمانان ، قائله ختم می گردد.
تاریخ کامل ابن اثیر، ترجمه سید حسین روحانی، ج ۳، ص ۱۱۹۹ - تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج ۴،
3- تبعید و حصر ابوذر به ربذه
پس از افشای فضاحت های مالی و حکومتی عثمان توسط ابوذر وی دستور تبعید و سپس حصر وی در منطقه ربذه را صادر می کند. ابوذر این زبان بران عدالت تا انتهای عمر در تبعید به سر برده و در همان جا نیز فوت می کند و مدفون می گردد.تمامی تلاش عثمان برای بایکوت کردن وی متمرکز شده و تنها راه را در تبعید و حصر منطقه ای دانسته و از این حربه برای خفه کردن صدای وی استفاده می شود.
ناصر گذشته، ابوذر غفاری، دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۵، ص۴۷۷
كتاب تاریخ یعقوبی جلد 2
4- حصر امام حسن در مدینه
پس از این تاریخ تا زمان حکومت بنی امیه اثری از حصر عقیدتی یا سیاسی در تاریخ مدون سخنی ثبت نشده و شاهدی مبنی بر آن نیست تا آنکه پس از معاهده صلح امام حسن بامعاویه و کوچ حضرت به مدینه حصری نامحسوس از سوی حکومت اموی برخلاف پیمان نامه علویان با ایشان در وسعت مدینه برقرار و تا پایان عمر ایشان ادامه می یابد. در این شکل از حصر که بیشتر حصر منطقه ای محسوب می شود تا حصر خانگی یا حصر کامل فقط تلاش بنی امیه و دستگاه ریاست معاویه سعی داشت از اشاعه عقاید و اندیشه آزادی خواهی و عدالت گستری فرزندان علی جلوگیری نموده و در نتیجه حق فعالیت اجتماعی در پهنه بلاد مسلمین را از امام حسن سلب می نماید .
تاریخ یعقوبی ، احمد بن ابى يعقوب ابن واضح يعقوبى، ترجمه محمد ابراهيم آيتى، جلد ۲ ص ۱۴۲
تشیع در مسیر تاریخ ۱۵۸-۱۶۱
در این میان پس از قطع ارتباط اجتماعی ایشان حکومت وقت با پخش شایعات و داستان سازی از زندگی جنسی و خانوادگی وی تلاش می کند چهره و وجهه مقبول اجتماعی ایشان را تخریب و تا حدودی نیز در این امر موفق شده و مردم را از گرد ایشان پراکنده و به دست فراموشی می سپارد.
سید محمد مرتضوی، فصلنامه مطالعات اسلامی شماره ۷۶، تابستان ۱۳۸۶ ص ۱۲۱
5- حصر امام حسین در کربلا
از آنجا که این حصر بنا به نقل و شواهد تاریخی حصر جنگی بوده و نه حصر عقیدتی مورد بحث ما واقع نمی گردد و فقط می توان گفت که این حصر برای شکستن مقاومت لشگر امام حسین و با بستن راه آب بر خیام آن حضرت تکمیل می گردد؛ این جریان منجر به شهادت وی در کربلا و اسارت خاندان وی می شود .
از آنجا که حصر پدیده ای بسیار زشت و منتسب به عربهای جاهلیت بوده حتی خلفای ظلم و جور بنی امیه و حتی بنی عباس از انجام چنین حصر ننگینی ابا می ورزیدند و در صورت ایجاد حصر محدوده ای به بزرگی یک منطقه و یا شهر را به این منظور اختصاص می دادند.
6- حصر و زندان امام موسی کاظم
تا زمان هارون الرشید که عملا امام موسی کاظم را به زندان افکنده تا از شر قیام شیعیان و پیروان ایشان در امان بماند خبری از حصر در تاریخ درج نشده و در پی آن نیز امام در زندان دارفانی را وداع گفته و با اندوهی بزرگ ، شیعیان وی را در نزدیکی بغداد دفن می نمایند. دلیل هارون از زندان نمودن امام (ع) ازدیاد تعداد شیعیان به ویزه در خراسان و پیدایش موج اعتراضات متعدد به حکومت عباسی ها به خصوص هارون بوده که با زندانی کردن امام این موج به شکل موقتی و ظاهری فروکش کرده و سپس با خلافت مأمون عباسی مجددا شعله ور شده و با ترفندی که وی به شیعیان با انتخاب امام رضا میزند این قیام را موقتا خانه نشین و راضی می نماید .
7- حصر امام نقی و امام عسگری در پادگان
این حصر رسما و برای نخستین بار توسط متوکل عباسی به پادگان شهری به نام سامرا به بهانه جلوگیری از جمع آوری سلاح توسط وی انجام و تا انتهای عمر هر دو امام وضعیت به همین منوال ادامه می یابد.
از این حصر میتوان به عنوان اولین حصر فردی نام برد که فرد را با خانواده خود به شهر و حتی مکانی محدود یعنی حصر خانگی برده و از آن در تاریخ رسما مدارکی موجود است این حصر در ایشان متوقف نمانده و پسر ایشان امام حسن عسگری (عسگر به معنای لشکر بوده و کنایه از حصر وی در لشگر گاه بنی عباس است) نیز تا انتهای عمر در همان پادگان در حالت حصر باقی می ماند . متوکل و معتمد عباسی با این روش توانستند قیام شیعیان را کنترل و از روزافزونی اعتراضات بکاهند.
اعلام الوری، چاپ سوم، دار الکتب الاسلامیة، ص 367.
دلائل الامامة، نجف، منشورات المکتبة الحیدریة، 1383 ه. ق، ص 223.
این روش درتاریخ ادامه یافته و تا زمان رضاخان و محمد رضا پهلوی با احتیاط و در شکل محدود ادامه می یابد؛ یعنی تبعید و حصر کسانی که قانونا امکان زندانی شدن نداشته ولی مزاحم حکام جور بوده اند روشی معمول و کاربردی برای همه مستبدین می شود.
در زمان رضاخان با تبعید و حصر و قتل میرزاده عشقی ، فرخی یزدی ، صولت الدوله قشقایی ، ارباب کیخسرو ، جواد امامی ، اسماعیل عراقی ، رضا رفیع و سید حسن مدرس و بسیاری از روشنفکران و آزادی خواهان منکوب و خانه نشین شدند. همین داستان برای شخص وی بازخوانی می گردد؛ رضاخان به چاهی که خود کنده بود سقوط می کند و توسط عوامل دولت انگلیس به بهانه گمان و احتمال همکاری و یا تمایل وی به دولت در جنگ آلمان به جزیره موریس تبعید و حصر می شود.همان گونه که حصر و تبعید های رضاخانی توسط هیچ محکمه ای تایید نشده بود ، تبعید و حصر خود وی نیز در هیچ دادگاهی به رای گذاشته نمی شود .
در دوران پهلوی دوم بسیاری از بزرگان حصر و تبعید شده از جمله مرحوم دکتر محمد مصدق السلطنه و آیه الله سید حسن قمی و آیت الله خمینی و جمع دیگری از شاگردان ایشان که اکثرا در ابتدای امر با اختلاف نظر در زمینه انجمنهای ایالتی و ولایتی با شاه از در مخالفت برخواسته و سپس با اصل استبداد شاهنشاهی به مبارزه وادار شدند .
اما پس از انقلاب فصل جدیدی از حصر و تبعید آغاز می شود که صفحاتی بزرگ و پر رونق از تبعید و حصر و زندان را ویژه حکومت ولایت فقیه می نماید. در این دوران 32 ساله تعداد به حصر و زندان و تبعید رفته گان با رشد 39 برابری روبرو شده و رکورد بالاترین را نصیب رژیمی می کند که خود مدعی ، شاهد و ناقل تاریخی بوده که همیشه پیروان و هوادارانش توسط مستبدین و حکام جور به حصر و زندان و تبعید برده و برای آن هزینه ها کردند؛ به اصطلاح خیاط به کوزه می افتاد. با پیروزی انقلاب و اعدامهای بی حد و حساب و بی قانون اولین مخالفتها توسط هم سلکان آقای خمینی زده می شود و شاگردان و حکومت داران ایشان به سرعت هر حرکت و صدایی را با برچسب نفاق ، ارتجاع ، درباری بودن و دیگر انگها به جوخه های اعدام و یا زندانها می سپارد ، راهی که هر انقلابی یا بهتر بگوییم هر حرکت بی برنامه ای در طول تاریخ خود طی و از تجربه دیگر حرکت ها درس نیاموخته در لیست بلند بالای حصر بی ضابطه و قانون این حکومت می توان از :
- حضرت آیه الله سید حسن قمی 25 سال تا آخر عمر به جرم مخالفت با نظریه ولایت فقیه
- حضرت آیه الله سید کاظم شریعتمداری 5 سال تا آخر عمر به جرم مخالفت با نظریه ولایت فقیه
- حضرت آیه الله سید احمد خوانساری خانه نشینی تا آخر عمر
- حضرت آیه الله سید رضا صدر، برادر امام موسی صدر و دایی عروس آقای خمینی زندان و حصر خانگی تا آخر عمر به جرم مخالفت با نظریه ولایت فقیه
- حضرت آیه الله سید صادق روحانی حصر خانگی تا آخر عمر به جرم مخالفت با نظریه ولایت فقیه.
- حضرت آیه الله شیخ محمد صادقی تهرانی حصر خانگی تا آخر عمر به جرم مخالفت با نظریه ولایت فقیه.
- حضرت آیه الله طسوجی حصر خانگی تا آخر عمر به جرم مخالفت با نظریه ولایت فقیه.
- حضرت آیه الله سید محمد شیرازی حصر خانگی تا آخر عمر به جرم مخالفت با نظریه ولایت فقیه.
- حضرت آیه الله سید محمد روحانی حصر خانگی تا آخر عمر به جرم مخالفت با نظریه ولایت فقیه.
- حضرت آیه الله سید رسول موسوی تهرانی حصر خانگی تا آخر عمر به جرم مخالفت با نظریه ولایت فقیه.
- حضرت آیة الله شیخ یعسوب الدین رستگاری جویباری حصر خانگی تا اکنون به جرم مخالفت با نظریه ولایت فقیه.
- آیت الله شیخ محمد طاهر شبیری خاقانی حصر خانگی تا آخر عمر به جرم مخالفت با نظریه ولایت فقیه.
- حضرت آیت الله سید محمد جلالی تهرانی حصر خانگی تا آخر عمر به جرم مخالفت با نظریه ولایت فقیه.
- حضرت آیه الله یوسف صانعی حصر سیاسی به جرم مخالفت با نظریه ولایت مطلقه فقیه.
- حضرت آیه الله منتظری ..... این لیست که بیشتر تسویه حسابهای انقلابیون هوادار آقای خمینی بودند با کسی تکمیل شد که خود استاد تئوریسین و پایگاه فکری ایشان و شاگرد آقای خمینی بود ؛ حصری 5 ساله که در مقطع ریاست جمهوی آقای خاتمی به ایشان تحمیل می شود.
مرحوم حضرت آیه الله حسینعلی منتظری بعد از سخنرانی مشهور 13 رجب و نفی سواد حوزوی و عدم لیاقت رهبر فعلی بدون اجرای هیچ دادگاهی و یا رای قاضی ذی صلاحی در منزلی بسیار کوچک حصر شده و برخلاف حصر های پیشین ایشان تا 5 سال از خروج از منزل کوچک خود بلکه گهگاه از اتاق 20 متری خود نیز محروم می شوند. تا در سال 1381 با فشار برخی از اصلاح طلبان و دیگر دوستان ایشان حصر شکسته و تا پایان عمر با معلولیتهای ناشی از حصر و افسردگی که در آن زمان بر ایشان عارض شده بود طی عمر نمودند و در سال 1388 به جهان باقی شتافتند.
آخرین و بزرگترین حصر سیاسی و تاریخی که حاکمیت ایران انجام داده حصر یاران دیرین خود بوده ، حجه الاسلام مهدی کروبی و مهندس میرحسین موسوی با همسرانشان که تا کنون به مدت بیش از 210 روز است در حصر خانگی بوده و از سرنوشت آنها خبری در دست نیست .
اگر دوستان اصلاح طلب که در دوره حصر مرحوم آیه الله منتظری بر مصدر کار بوده و یا پیش از آن دین داران و یاران آزادی با حصرهای رضاخانی و مستبدین حکومت ولایت فقیهی به مبارزه برمی خواستند و با این عمل مستبدانه و غیرانسانی مقابله کرده و راه را بر استبداد و کینه ورزی دیکتاتور فعلی ایران آقای خامنه ای و هم پالگی هایش می بستند، امروز شاهد و ناظر ده ها حصر غیراخلاقی ، غیرشرعی و خلاف قانون که سرآمد همگی آنها حصر رهبران جنبش سبزاست، نبودیم؛ ولی چه کنیم که مصالح بر حقایق همیشه پیشی گرفته و بنا بر سخن امام حسین ع که فرمودند :
الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم فذا محصوا بالبلاء قل الدیانون.
مردم (مصلحت طلبان روزگار)بندگان چرب و شیرین دنیایند و دین چیزی جز یک نشخواره در دهان ایشان نیست ، آنگاه که به دفاع از دین و حقیقت می بایست قیام کنند حق طلبان و دین داران واقعی کاستی می یابند.

No comments:
Post a Comment